عالی پیام
درپسین روزهای فصل بهار
برگها در هجوم پاییزند
زردها روی شاخه می مانند
سبزها روی خاک می ریزند
جای عطر گل یاس بوی خون در فضای این شهر است
گویی احساس سر بلندی و اوج با تمام درختها قهر است
از کف سنگ فرش هر کوچه خون ناحق لاله را شستند
غافل از این که در تمامی شهر سروها جای لاله ها رستند
شب به شب روی شاخه ای هر سرور قمری وچلچله هم آواز است
بانگ الله اکبر از هر سو نغمه ساز ونغمه پرداز است
هر دهانی که بوی گل می داد دوختندش به نوک سوزنها
بوی گل شد گلاب جاری گشت از دو چشم خمار سوسن ها.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 2:28 توسط رعنا آریایی منش
|